کار

روزی نیست که با خودم نگم جواد گند زدی به زندگیت رفتنگران. حالا بشین پیشرفت همکارات تو پتروشیمی که انگار سوار بوگاتی ویرون شدن رو ببینهیپنوتیزم و اونوقت تویی که گوه خوری اضافه کردی و استعفا دادی و رفتی پالایشگاه گاز و انگار واسه پیشرفت سوار موتور گازی براوو  ( هنوز تولید میشه؟) شدی و خودخوری کن و به خودت فحش بده.

انگار پتروشیمی منتظر رفتن من بود که تا همه چیز یک شبه زیر و رو بشه. همه چیز. از حقوق و پاداش گرفته تا وضعیت رفاهی و حتی جابجایی دقیقا همون کسایی که من باهاشون مشکل داشتم.

اما چه سود. زحمات 4 ساله کارم از دستم رفت و غرور بیجا کار دستم داد. و الان پیشمانی چه فایده جز سفید شدن تار موهای باقیمانده.

باید بنشینم و راه جدید خاکی پر قلوه سنگ و جنگل انبوه ترسناک پیش رویم رو ببینم در مسیر کاری تا 60 سالگی در پالایشگاه. اونهم با کوله بار پاره شده و قمقمه آب سوراخ و پای برهنه!

/ 0 نظر / 28 بازدید