رنج نامه

وقتی سالی که گذشت و مطالبی که نوشتم رو مرور می کنم، متوجه می شم بیشتر یک رنج نامه بوده تا شرح وقایع. بدبینی من به پیرامونم بیش از حد بوده. خودم هم از این موضوع ناراحتم. اگه بخوام در یه جمله سال قبل رو بیان کنم باید بگم یک سال مرگ محض ذهن من از دنیای اطرف.
می خوام خوشبین باشم و امسال یک سال فقط با فراز توی زندگی شروع کنم. می دونم که خدا هم همین رو می خواد و کمکم می کنه. خدا کنه شعار نداده باشم و بتونم تو روزهای آخر خدمت اون سمت و جهتی که دوست داشتم به زندگیم بدم.

/ 6 نظر / 2 بازدید
مهدی

میبینم که بخش نظرات رو راه انداختی بالاخره! فک کنم وبلاگ به بخش نظراتش زندست.حیف شد که زود رفتیم ولی اگر میموندیم هم فردا میرفتیم

مهدی

راستش گیر کار اینجاس که گاهی شپرد درس میگه و آدم دلش با اونه و گاهی جان لاک. اگر همیشه یک قاعده صدق میکرد آدم خیلی راحت تر بود مثلا همیشه تقدیر کارا رو میبرد جلو و آدم مث کسی که جلیقه نجات تنشه توی رودخونه زندگی پیش میرفت و غرق هم نمیشد . یا آبه راکد بود و تو شناتو میکردی و به سمتی که میخواستی میرفتی مساله اینه که گاهی تو یه دست و پایی میزنی تقدیر هم که مثل رودخونه تو رو اینور و اونور میبره خلاصه زندگی یه ملقمه ایه

مهدی

الان که میگی اینهمه سال گذشته میبینم راس میگی خیلی وقته که من سالی یکی دوبار خونوادم رو میبینم ... دوست داشتم ارتباط بیشتری با هم داشتیم یا هم رو بیشتر میدیدیم ولی ... راستش من میتونم مساله خودم رو تحلیل کنم اینکه چطور شد که به اینجا رسید ...

سال نو مبارک.

ترمه

اصن این سال گذشته واسه اکثر آدمها بد بوده زیاد خوب نداشته توش خوبه که گذشت ...