احترام به شخصیت یا درجه؟

 من با سربازهای زیردستم که تعدادشون کم نیست و ١۵ نفری هستن و رفاقتی تو بخش تعمیرات و نگه داری کار می کنیم، سعی کردم رابطه ی خوبی داشته باشم. سایه دو ستاره رو سرشون سنگینی نکنه و به من به عنوان یک دوست نگاه کنن. همیشه فکر می کردم تو فضای دوستی حتی منی که افسر هستم و اونها که سرباز عادی هستند بهتر و راحت تر قابل سپری شدن هست.
همه ماجرا از تمرین رژه برای روز ٣١ شهریور شروع شد. بعد از تمرین کنج خلوتی با تعدادی از سربازهای بخش تعمیرات در حال خوش بش بودیم. یکی از سربازها من رو افسر پایه بوق خطاب کرد. اتفاقا من اون موقع حواسم جای دیگری بود و وقتی به خودم اومدم که متوجه شدم یکی دیگر از افسران وظیفه که تصور کرده درجات روی دوش شخصیت و شان کاملا متفاوتی برای ایشون درست کرده با لحن کاملا زننده و خشن لباس سرباز بخش ما رو کشید و اسم اتیکت رو خوند. حرفش این بود که شما به افسران وظیفه با کلمه پایه بوق توهین کرده اید و چنان و چنین. در دل به او می خندیدم. اما نخواستم خودم رو قاطی ماجرا کنم.
اما دیدم کار بالا گرفت و سرباز و افسر کوتاه نمی آیند. خواستم وساطت رو بگذارم برای موقعیت مناسبی که بتوان افسر رو به کناری کشید و راضیش کرد که همه سربازیم اگه ما هوای همدیگر رو نداشته باشیم از افسران رسمی چه انتظاری داشته باشیم.
بعد از تمرین به آسایشگاه افسران وظیفه برگشتم. دیدم افسری که بهشون برخورده در حالی که حرف و صحبت سرباز عادی با من بوده، با ارشد آسایشگاه در حال صحبت هستندکه آبروی افسران رفته و من باعث شدم که سرباز عادی احترام افسران رو زیر پایشون له کنن. دلم طاقت نیاورد. رفتم و خواستم قضیه رو فیصله بدهم. گفتم که سرباز بخش خودم بوده و با هم رفیق هستیم و طرف صحبت من بودم و اگر قرار باشه کسی برخورد کنه یا بگذره من هستم. و به شما که افسر بخش دیگری هستید هیچ ربطی نداره. اما افسر بداخلاق تر و بی فکرتر از اون چیزی بود که فکر می کردم. ارشد هم حق رو به او داده بود.
من هم کوتاه نیومدم. ارشد به افسر طرف مقابل می گفت که این بار شما گذشت کنید. من با عصبانیت می گفتم که نه آقا کوتاه نیایید، برید ببینم چیکار می تونید بکنید!!!
سربازم ناموسم شده بود و داشتم در عوض قطع رابطه با چند افسر از سربازم دفاع می کردم. ارشد هم بهشان برخورده بود و خواست محل خواب بنده رو عوض کنن. گفت آقای فلانی از فردا ته آسایشگاه می خوابید. داد زدم که هر جا دوست داشته باشم میخوابم!
سرتان رو درد نیارم.رابطه با ٣ افسر و ارشد کاملا شکرآب شد ولی فکر می کنم ارزشش داشت جلوی کسانی بایستم که فکر می کنن، ۴ سال درس خوندن و دو ستاره سردوشی می تونه جای ادب و اخلاق رو بگیره و براشون شان و شخصیت بیاره.

/ 1 نظر / 22 بازدید
علی

ایول پسر خوشم اومد این اتفاقیه که تو سیستم سیاسی مملکت ما هم داره عینا تکرار میشه البته فیگور مردمی بودن میگیرن ولی یه کم که انتقاد کنی سرت زیر آبه یا یه گوشه کناری دستگیر شدی و داری کتک نوش جان میکنی که چرا به فلان شخصیت مقدس سیاسی یا فلان چیز نظام مقدس توهین کردی ما شرقیا بد جوری مقهور القابیم حساب کن ببین بزرگان تاریخ ما چقدر لقب قبل و بعد اسمشون هست القابی از قبیل آیت الله العظمی, ثقه الاسلام و المسلمین, حجه الاسلام, علامه, شیخ الرئیس, ملا صدرا, "شیخ" سهروردی, "شهید" مطهری, "دکتر" شریعتی و... تازه بعد اسمشون هم یه کیلومتر دعا هست: دامت برکاته, زید عزه, نور الله مرقده و... در حالیکه غربیها بزرگترین نوابغشون رو هم به اسم صدا میکنن کانت, هایدگر, نیچه, دکارت و...