آزمون استخدامی

روز ٢١ اسفند با دو نفر از دوستان راهی شهر بوشهر شدیم تا توی آزمون استخدامی شرکت گاز شرکت کنیم.شب رو توی بوشهر گذروندیم و برای خواب به خونه دوستی مراجعت کردیم. ازمون ساعت ٩ صبح بود. وقتی پا شدم یکی از بچه ها داشت می خوند. اون یکی پا شد نگاهی به ساعت انداخت دید ساعت ٧ شده گفت زوده بذار یه چرت دیگه بزنم! نمونه سوالات اختصاصی رو که دیدم فهمیدم منی که بیشتر از یک سال از درس دور بودم تو حل کردن کمیتم بدجور لنگ می زنه.
محل آزمون من با دوستام فرق داشت و یه کم راهش دورتر بود و وقتی رسیدم برای شروع جلسه قاری قران خودش رو اماده می کرد. قیافه و تیپها رو دید می زدم که به کی میاد استخدام بشه و کی بهش می خوره حالا حالاها دنبال کار بدووه!
دفترچه سوالات که برداشتم دیدم خدایا عمومی هاش هم لنگ می زنم! چه رسد به اختصاصی ها. کیک و ساندیسی که بهم داده بودن خیلی چشمک می زد و مرتب جابجاش می کردم تا بتونم حداقل چندتا سوال حل کنم! چند باری هم از رو صندلی افتاد پایین و اخرش ریختمش تو شکم تا شاید بتونم تمرکز کنم!
دلم خوش بود که دارم یه خرپا رو تحلیل می کنم. بعد از ۵ دقیقه فهمیدم نیروی وارد بر یکی از لینک ها رو فراموش کردم اعمال کنم و حلم پشیزی ارزش نداره! یه حساب دودوتا چهارتا کردم دیدم بهترین کار اینه که ده تا رو گزینه ١ ده تا رو گزینه ٢ و الی اخر بزنم و خودم رو راحت کنم!
خانمی که نکات رو یادآوری می کرد اخر سر گفت که نتیجه آزمون رو توی سایت دبلیو دبلیو دبلیو دات کام ببینید! این وسط اسم سایت چی شد خودم هم نفهمیدم. چند بار تکرار کرد و صدای همه بلند شد. فهمیدم نه بابا خانمه واقعا وسطش رو جا انداخته!
خندم گرفته بود. چه بی سواد. خلاصه نیم ساعت مونده به اخر جلسه پا شدم و به دو رفتم تا به اتوبوسم برسم.

/ 0 نظر / 4 بازدید