مکانیکار
درباره وبلاگ
محمد جواد

از آغاز دوره دانشجویی نوشتم و از اون موقع نزدیک به 10 سال می گذرد
نويسندگان
صفحات وبلاگ
            
RSS Feed

 سلام

من حقمو میگیرم!  حالا می بینید،امروز با یکی از بچه ها بازرسی دانشگاه بودم چون با یه تعداد از بچه های دانشگاه از مسولای سایت دانشگاه که مسبب سوختن فلش مموری و mp3 player های ما بود شکایت کرده بودیم.
من توی دهن کارمند سایت می زنم. چون رفته یه مشت اراجیف تو بازرسی سر هم کرده که می خواستم شاخ در بیارم که اینها رو از کجاش در اورده.
کارمند زپرتی فکر کرده با بچه طرفه و هر کاری دلش خواست می تونه سر ما در بیاره.دیروز متوجه شدم یکی از بچه ها( البته منظورم از بچه با اون بچه ای که کارمند سایت فکر می کنه ۱۸۰ درجه فرق داره!) رفته و ازش عذر خواهی کرده که اره متن نامه ای که داده بودیم در مورد شما تند بوده و نه من شکایتی ندارم و کلا منکر همه چیز شده!
البته ما تعدادمون نزدیک به 20 نفره به همین راحتی کوتاه هم نمیایم.بنده خدا بعضی از بچه ها دستگاه هاشون رو یه هفته نبود که گرفته بودند همه هم قیمت هاشون بین 70 تا 100 تومنه.
mp3 player خودم ۹۰ هزارتومن پولش بود که زدم به کامپیوتر سایت و سوخت.
البته من یه سال از دستگام کار کشیدم و از بد شانسی تازه گارانتیش تموم شده بود.ولی ناراحتیم از پولش یا دستگام نیست ناراحتیم از بی مسولیتی کارمندهای سایته که با وجود هشدار دانشجوها که کامپیوترها مشکل داره ککشون هم نگزیده و به اونجاشون هم نبوده که پیشگیری کنند که واسه بقیه یه همچین مشکلی پیش نیاد.
اصولا کل مملکت همینه.همیشه باید یه اتفاق اساسی یا مشکل جدی پیش بیاد تا به فکر بیفتند.
از زلزله گرفته تا به فکر مقاوم سازی بناها تو شهرها بیفتیم تا همین دانشگاه که بعد از غرق شدن یکی از دانشجوها تو جلبک های استخر به فکر بازسازی استخر و رسیدن به باشگاه کرد.

ما ادم بشو نیستیم.



موضوع مطلب :

دوشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸٦ :: ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ
محمد جواد