مکانیکار
درباره وبلاگ
محمد جواد

از آغاز دوره دانشجویی نوشتم و از اون موقع نزدیک به 10 سال می گذرد
نويسندگان
صفحات وبلاگ
            
RSS Feed

سلام...

بلاخره يه وقت پيدا شدم برای اين وبلاگ متنی بنويسم...

م.ای کالين می گويد:رياضيات...به ذهن نظم می بخشد و آدمی را به تفکر منطقی عادت می دهد.بی جهت نيست که، می گويند،رياضيات،ورزش ذهن است.

دو مسئله بسيار قديمی که شايد هزاران بار شنيده باشيد به عنوان متن اين بار انتخاب کرده ام.

عبور از رودخانه
واحد کوچک نظامی به رودخانه ای رسيد که می بايست از آن عبور کند.پل،ويران و رودخانه عميق بود.لازم بود چاره ای انديشيده شود.ناگهان فرمانده در ساحل دو پسر بچه را ديد که در قايقی بازی می کنند.ولی قايق به قدری کوچک بود که در آن می شد فقط يک سرباز يا فقط دو پسر بچه بنشينند،نه بيشتر!با وجود اين،همه سربازها،با همين قايق از رودخانه گذشتند.به چه ترتيب؟

گرگ،بز و کلم
اين هم يک مسئله قديمی است که در نوشته های سده ی هشتم هم به آن برخورد می کنيم و محتوای افسانه ای دارد:
مردی می خواست گرگ،بز و کلم را با قايقی از رودخانه بگذراند.در قايق می شد يک آدم و همراه او يا گرگ، يا بز و يا کلم را جا داد.ولی اگر گرگ و بز، تنها و بدون آدم باقی می ماندند،گرگ بز را می خورد و اگر بز و کلم با هم تنها می شدند،بز کلم را می خورد،ولی در حضور مرد (کسی به کسی  کار نداشت)با وجود همه ی اينها مرد توانست اموال خود را به طرف ديگر رودخانه به سلامت برساند.به چه ترتيب عمل کرد؟

جواب ها را در متن بعدی خواهم نوشت...

وبلاگ جديدم(دانشگاه،خوابگاه و ديگر هيچ) که خاطره ايه داره رو مياد...اين روزها اون برام مهم تر شده...

فعلا...



موضوع مطلب :

یکشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸۳ :: ٤:٥۳ ‎ب.ظ
محمد جواد