مکانیکار
درباره وبلاگ
محمد جواد

از آغاز دوره دانشجویی نوشتم و از اون موقع نزدیک به 10 سال می گذرد
نويسندگان
صفحات وبلاگ
            
RSS Feed

ویرایش دوم

سلام

هشت نفره شدن اتاقی که ظرفیت حداکثر پنج نفر رو داره مشکلات زیادی واسمون درست کرده البته این رو هم باید در نظر گرفت اتاق مجاور رو طبق خواسته خودمون سالن مطالعه کردیم!  و قراره فقط برای درس خوندن از اون اتاق استفاده کنیم.
بعد از یه بحث طولانی سه نفرمون راضی شدن که روی زمین بخوابن و قید تخت رو بزنن چون اتاق جای بیشتر از پنج تخت رو نمیده.که البته یکی از اون افراد من هستم. فقط با بچه هایی که قراره رو تخت بخوابن قرار گذاشتم که اگه احیانا شب از خواب پا شدن و خواستن از اتاق برن بیرون مواظب باشن پاشونو کجا میذارن! یه وقت وسط دل و شکم ما نذارن یا سرمونو شوت نکنن.

یکی از خبرای خوش بهتر شدن کیفیت غذا تو ماه رمضونه مهمترین مسئله واسه یه دانشجو، حتی مهمتر از خواب و درس و چیزای دیگه!!!

سر کلاس مهمترین درس این ترمم این حرف رو از استادمون شنیدم و کامل حساب کار دستم اومد:
- : آشی واستون پختم! که بخواید نخواید همشو باید بخورید! حالا یا قاشق قاشق بخورید یا دماغتونو میگیرم یهو همشو میریزم تو حلقتون! که در هر صورت میدونم اصلا باب میلتون نیست و احتمال بالا آوردنش زیاده!
من تو میزان روغنی که استاد تو این آش ریخته موندم . نمیدونم چرا اینجا همه استادا به خون ما تشنن.

آقای کیمیاگر(فیزیک)

به شما برای آخرین بار اخطار میکنم که راضی نیستم که در وبلاگم پیام بگذارید.مایل نیستم وبلاگم رو بخونید. هویت شما برای من از اولین باری که شروع به پیام گذاشتن کردید روشن شد. حالا خود دانی ادامه این کار به ضررت تمام خواهد شد.



موضوع مطلب :

شنبه ۸ مهر ۱۳۸٥ :: ٩:٠٦ ‎ق.ظ
محمد جواد