مکانیکار
درباره وبلاگ
محمد جواد

از آغاز دوره دانشجویی نوشتم و از اون موقع نزدیک به 10 سال می گذرد
نويسندگان
صفحات وبلاگ
            
RSS Feed

سلام

بعد از یه مسافرت که از ساعت۳ بعد از ظهر روز پنجشنبه که از ماشین بابام شروع شد و با اتوبوس ویژه و دو خط واحد اصفهان در ساعت ۹ صبح روز بعد به پایان رسید وارد خوابگاه شدم.

اولین کاری که کردم بورد طبقه همکف خوابگاه رو خوندم و اولین چیزی که دیدم اگهی فوت یکی از دانشجوهایی بود که میشناختمش.از جمله کسانی بود که در اولین ورودم به این بلوک خوابگاهی از من و بقیه ورودی های اون سال پذیرایی کرده بودو در این دوساله که تو خوابگاه بودم مرتب میدیدمش و باهاش سلام و علیک داشتم.خدا رحمتش کنه.

با هم اتاقیهام که تقریبا همشون رسیده بودند سلام و علیک و آوردن وسایل از انباری...

بچه ها بلیط بازی فینال جام حذفی پیروزی و سپاهان رو تهیه کرده بودند و من هم با وجود خستگی راه طولانی ساعت ۱۲ همراهشون رفتم.ساعت ۱۲:۳۰ به محوطه استادیوم نقش جهان اصفهان رسیدیم و تا ساعت ۳ بعد از ظهر منتظر شروع بازی شدیم.

اولین باری بود که توی عمرم یکی از بازیهای لیگ رو از نزدیک میدیدم و احتمالا آخرین بار.

تنها چیزی که برام جدید بود و فراموش نشدنی، دعوت سخنگوی استادیوم برای شعر خوندن در مورد نیکبخت و فحش های خواهر مادری که یک صدا و رسا و بلندتر از دیگر تشویق ها نسیب نیکبخت شد و کک نگزیدن این بازیکن و کلا پر بودن گوش بازیکنان از این فحاشی ها.

و اینکه ایرانیان : بی فرهنگترین و چاپلوس ترین و بی وجدانترین مردم هستند و هیچ فرقی با سایر ملت های امثال خود ندارند و فقط مدعی هستند و بس

این ترم معلوم نیست که  دانشگاه بخواد مثل سابق اکونت برای اینترنت بهمون بده و فعلا فقط ۳ ساعت اینترنت دستمون رسیده و سهمیه این ترم رو منکر شدن و وبلاگ نویسی من هم در حاله ای از ابهام. 

یه چرت و پرت نویس کمتر به جایی بر نمیخوره

منتظر عکسهای وقایع شرح داده شده باشید.



موضوع مطلب :

دوشنبه ۳ مهر ۱۳۸٥ :: ٩:۳٠ ‎ب.ظ
محمد جواد