مکانیکار
درباره وبلاگ
محمد جواد

از آغاز دوره دانشجویی نوشتم و از اون موقع نزدیک به 10 سال می گذرد
نويسندگان
صفحات وبلاگ
            
RSS Feed

سلام...

يادتونه در مورد تحصن يه چيزهايی نوشته بودم بايد بگم که همون مسئله باعث بدبختی خيلی ها از جمله خودم شد
هر چی به بچه ها گفتم بابا بی خيال شيد وضع رو از اينی که هست خرابتر نکنيد مگه تو گوششون رفت؟ بعد از تحصن اول همه رفتن تو خط تحصن دوم  حال ندارم توضيح بدم که تو تحصن دوم چه اتفاقاتی افتاد، فقط بدونيد بعد از واقعه دوم رئيس دانشگاه وعده اخراجی به چند نفر عاملينش داد که خدا به دادشون برسه 
ولی من ازاين لحاظ بيچاره شدم که دقيقا به خاطر تحصن نتونستم برای امتحان رياضی۲ بخونم و استادمون گفت که اونهايی که زير فلان نمره گرفتن که شامل من می شد برن حذف کنن  ولی خدائيش امتحان ميان ترم رو خيلی سخت گرفته بود
ولی يه چيزی که هست تو اين مدت از معادلات ديفرانسيل خيلی خوشم اومد  چون کاربردهای زيادی تو زندگی داره، شنيدم حتی يکی از استادای گروه رياضی دانشگاه يه کارهای با استفاده از معادلات ديفرانسيل انجام داده مثل تشخيص زمان دقيق مرگ افراد يا حتی يه کارهايی در مورد بيماری ايدز... هر چند که زياد از موضوع سر در نيوردم

راستی تو اين مدت چند شب ساعت ۲ شب فيلم سينمايی داشتيم  چند تا جوون با يه ماشين مدل بالا دقيقا تو خيابون پشت خوابگاه ،شيرين کاری می کردن از دور آمريکائی گرفته تا نمی دونم ترمز های خيلی ناجور،بچه ها هم از خدا خواسته همه تو راهرو های می اومدن و با سوت و شويق  تحريکشون می کردن،حالا حساب کنيد تشويق اکثر بچه های يه بلوک خوابگاهی چه سر و صدايی راه می ندازه ،هر چند که بعد از سه،چهار شب موش و گربه بازی با نيروی انتظامی دستگير شدن.
سوای اين حرفها بايد بگم دوران زندگی نه چندان کوتاه تو خوابگاه همش خاطرست ،همشدرس زندگيه مثل آشپزی کردن و لباس شستن و...



موضوع مطلب :

یکشنبه ۸ خرداد ۱۳۸٤ :: ٧:۱٩ ‎ب.ظ
محمد جواد